پاییز نامه 3
سلام روززها از پی هم دوانند وشما هم به لطف خدا بزرگ وشیطونتر . بعداز برگشتن از تبریز تصمیم گرفتم دوباره از شرکتی که همیشه پرستار می گیرم براتون پرستار بگیرم چون من عملا زندانی خونه شدم وبه هیچ کارم نمی رسم .ولیکن ایندفعه سه روز در هفته چون دلم نمی خواهد هر روزه یک نفر بینمون باشه من مادریهام وخنده هامون ودعواهامون داد وبیدادمون وعاشقانه هامون خیلی دوست دارم .وخدارا شکر که این دفعه زیاد طول نکشید ودومین شخصی که معرفی شد به نظر دختر خوبی امد وداره دوره ازمایشیش می گذراند سنش کمه وبیست وهفت سالش ولی شش سال که پرستار کودک من فکر می کردم هانا خیلی اذیت کنه که توانست خوب ارتباط بگیره کوشا فقط گاهی اوقات می گه من پرستار توپول می خواهم حالا چرا نمی...
نویسنده :
سولماز
22:37


