هانا  ارشا کوشا هانا ارشا کوشا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات تلخ وشیرین سه فرشته

خردادنامه 2

13/0/23 13:48
نویسنده : سولماز
168 بازدید
اشتراک گذاری

سلام علارغم اینکه فکر می کردم خیلی خوش بگذره اصلا سفر خوبی نبود هوا خیلی بد بود وشما مجبور بودید ویلا بمونید والبته که اسباب بازیهای خونه را هم نداشتیم من وبابا یی هم کلافه شده بودیم خیلی به هم گیر می دادیم از طرفی شنیدیم که خاله ام باز دوباره حالش بد شده واون هم یک دلیل دیگه برای بی حوصلگی ما ها وناراحتیمون شد ودو روز اخر خاله نازی وعمو ناصر وعماد ویسنا از تبریز امدند پیشمون .وروز اخر هوابهتر شدوشما هم توانستید با عماد ویسنا کلی اب بازی کنید قرار بود شنبه بر گردیم ولی جمعه صبح برگشتیم وبعداز ظهر همگی با خاله مریم ودنیزوبقیه رفتیم میلاد نور وفرداشم تیرازه وروز بعدشم گیشا ودر این مدت هم شمارا بردم وکلی اتیش سوزاندیدوخیلی بامزه تا چشم باز می کنید می گید بریم خرید ودوشنبه غروب هم رفتیم پارک اب واتش ..خاله نازی هم سه شنبه برگشت تبریز وما غصه دار شدیم وکلی دلمون تنگ شده کاش اینقدر زود نمی گذشت .چهارشنبه بردمتون کلاس زبان می خواستم شمارا ارزیابی کنم که خیلی خوشتون امد وباز می خواهم ببرمتون که اگه سر کلاس ماندید ثبت نامتون کنم فعلا جلسه ای حساب می کنیم ولی اگه خوشتون بیاد باید ترمی ثبت نامتون کنم این ماه سی ماهگیتون تمام شد ومایک جشن خیلی کوچک گرفتیم . دوستون دارم .وقتی نگاهتون می کنم از سرعت رشدتون در عجبم وخوشحال .. فرشته های قشنگم هنوز به هیچ عنوان در مورد دست شویی همکاری نمی کنید همه چیز می گید ولی چرا این کلمه سه حرفی اینقدر براتون سخته نمی دانم به پایان داره می رسد خردادنامه ای ما ولی حکایتهامون همچنان باقی بقیه ماه در پست های بعدی انشا الله دراسرع وقت عکسهاتون خواهم گذاشت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)