هانا  ارشا کوشا هانا ارشا کوشا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

خاطرات تلخ وشیرین سه فرشته

یکی بود یکی نبود

13/0/15 23:36
نویسنده : سولماز
291 بازدید
اشتراک گذاری
سلام یکی بود یکی نبود زیر این گنبد کبود یک خانواده کوچکی بودند که شاد وخرم زندگی می کردند این پنچ نفر شور وروح داده بودند به در ودیوار سنگی خونه این خونه مثل همه ای خونه ها بود ویا نه شایدم مثل هیچکدوم نبود  این خونه گریه داشت خنده داشت غم داشت شادی داشت دعوا داشت اشتی داشت با بقیه فرق داشت چون روحش فرق می کرد مثل بقیه که همه باهم فرق داشتند چون ادماش فرق داشتند 

این خونه سه تا وروجک داشت سه تا وروجکی که که هر دفعه می رفتند جایی  مثلا خونه دوست خونه قوم وخویش مطب دکتر  همه می گفتند دارند بزرگ می شوند ولی هیچکس نگفت که محکم بغلشون کن چون هر چه قدر بزرگتر شوند مدت کمتری تو بغلتند هیچ کس نگفت از بغلت پایین نگذار شاید در اینده روشون نشه بیایند تو بغلت هیچ کس نگفت که نگاه کن بهشون چون اونها می شوند تو ودیکته می کنند اموخته هاشون

چند وقتی که یک عضو جدید به این خونه اضافه شده وحالا خواسته ونا خواسته دارند می شوند شش نفر....واین عضو جدید اسمش نیخا ست ( نیکا)

بله این عروسک هانا ست که الا ن چند زمانی که موجودیت پیدا کرده واکثر اوقات ما را پر کرده  به نقل از هانا خودش مامان ومن ماجون( مامان مامان) وباباش   په جون نیکاست ( پدرجون بابایی من) وارشا دایی فراز وکوشا دایی اراز نیخاست (هانا هنوزم به  ه ک گ خ  ق  خ می گه) نیکا اول غذامی خوره نیکا پارک می رود نیکا تو بغل مامانش می خوابه  نیخا دلش قصه می خواهد  ونیخا اول دست صورت می شوره نیخا اول.... وخلاصه نیکا همه چیز ماست

وچه زود دخترکم من شدم ومن مادرم وباید بازی کنم نقش مادرم ..چه حوصله داشته باشم چه نداشته باشم چه بخواهم چه نخواهم وباباش شد پدر بزرگ 


هانا .. نیخا برو پیش ماجون من برم شیر بخرم 

پهجون (پدر جون)نیخا رو ببر پارک .. وای به روزمون اگه نخواهیم ببریمش پارک

دایی ارشا نیخا رو بوس کن ناز کن   

دایی کوشا برای نیخا چی خریدی؟

نازم خوشگلم عسلم دختر قشنگم

نیخا بچه بد زود جمع کن خسته شدم مردم اه 

دخترم مارا وصل می کنه به گذشته به اکنون به اینده ..نمی دانم شاید اینده نیخا هم خیلی زود تر از انچه که فکر می کنم یباد چون خیلی زود دارم به اجبارهانا بازی می کنم نقش مادرم

هانایی مامان دوست دارم تورا وهمه دنیایی بچگی هات وبچگی کن وزندگی کن تمام لحظات پاک کودکیت ومارا مهمون کن در روزگار ت روزگار ی که به سرعت باد می گذرد وما حسرت زمانهای را می خوریم وخواهیم خورد که اکنون زندگیش می کنیم وزندگیش کردیم در گذشته نه چندان دور.. تو تجلی پاک خداودی ولبخند زیبایی زندگی ما

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)