دلتنگیهای من
چقدر لذت داره ادم کنار دریا باشه واز هوا وهمنشین های خوب لذت ببره وبگه وبخنده وبا نگاهش دنبال کنه فرزندانش ولی داخل این جمع ممکن دلتنگ خلوت خودت بشی ودوست داشته باشی که یکی دو ساعتی دیوار بکشی دور خودت ومرور کنی تمام روزت ولب تابت بگذاری رو پات بنویسی از امروز ودیروز وفردات تا یادت نره لحظه های تلخ وشیرینت نه فقط به خاطر اینکه به شماها بگیم که چقدر دوستتون داریم ویا ماچه کارهای براتون کردیم ویا مرتب یاداوری کنیم که چنین وچنان کردیم نه فقط به این دلایل شاید فقط به یک دلیل وقتی که زمانه طی شد وما دلتنگ این روزها شدیم بر گردیم وبخوانیم وصد باره غرق لذت بشیم ودوباره مرور کنیم فیلم کودکی شمارو وجوانی خودمون چند روز پیش مامانم تو ویلا به نگین که یک دختر نو جوانی بود گفت لذت ببر از این دورانی که بامادرت می گذرونی وبه مامانش هم گفت که حس کن تمام دقایق و روزهای رو که با دخترت داری چون وقتی ازدواج کنه وبچه دار بشه کم اتفاق می افته که خودتون باشید واگه هم باشیدکمتر از خودتون می گید دلم برای مادر ی های مادرم تنگ شددلم برای دو تای بودن ها تنگ شد دلم برای اطاقم تنگ شد دلم برای خودم تنگ شد ومن چه زود گذر کرده بودم از اون دوران وچه زود از یادها رفته بودم همه از شما می پر سند از شما می گند با شما بازی می کنند به خاطر شما نصیحت می کنند ودر کل همه در شما جمع شد وهمه برای ما سه معنی پیدا کردهانا ارشا کو شا پس تمام عمرتون شادشاد وپراز سلامتی وپیروزی باشه و شایدا ین نوشته ها مر همی باشند بر دلتنگی های مادرانه های من زمانی که نیاز داری به بودنها ونیاز داری به لمس این هیا هو ها در عین سکوت


دلتنگیهای من
