یلدا

سلام ثانیه های اخر پایییز در حال گذر است وزمستان داره قد علم می کنه وسیاهی شب ما را وا می داردتادر کنار هم گرداییم وبه انتظارسلام دوباره خورشید واغاز صبح زیبا با عشق جشن بگیریم
خدارا شکر که خانه وکاشانه وخانواده ای دارم که لحظات زیبا یی زندگی را باسر خوشی در کنارشان روزگار می گذرانم امشب مادر جون وپدر جون ودایی اراز وفراز به رسم سالهای گذشته در کنارمون بودند وبابایی هم براتون اسباب بازی به عنوان شب چله ای گرفته بود ومن هم به نوبه خودم بی نصیب نماندم ممنونیم ازش
پدر جونم به همه شب چله ای نقدی پرداخت کرد که دستشون درد نکنه وبه همین سادگی امشب گذراندیم وشما خوابیدید ومهمانها رفتند
پنچشنبه بردمتون جشن یلدا که اصلا خوب نبود خاله مهسا ونویان وخاله هلن ولارا هم بودند ولی جا کوچک بود وشما خیلی اذیت کردید البته کوشا بیش ار اندازه .جمعه هم رفتیم کیدز کلاب بالای اطلس پود وخاله هلن ولارا هم امدندکلی بازی کردید وامروز صبح با بابایی درخت کریسمس علم کردیم وومشغول دیزاینش شدیم عزیزانم فردا باید برم دنبال خریدهای تولددتون وسه شنبه مرضیه خانم می اید برای نظافت وکمک وچهارشنبه هم کمی باید به خودم برسم وپنچشنبه هم خدا بخواهد جشن تولدتون برگزارمی کنیم و یکشنبه هم جشن عروسی خاله مریم
دوستتون دارم وبعد ار گذشت تمام این ماجراها شروع می کنم به سر زدن به این خونه وگردگیری این خونه مجازی
دوستها وهمراهان همیشگی یلدا تون مبارک وومحفل تون گرم وشاد
پی نوشت
این متن با چندروز تاخیر پست گردید
وعکسها در ادامه مطالب






یلدا
