هانا  ارشا کوشا هانا ارشا کوشا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

خاطرات تلخ وشیرین سه فرشته

پاییز نامه دو

13/0/27 23:15
نویسنده : سولماز
139 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ما از مسافرت برگشتیم  دوشنبه به اتفاق مامان عزیزم و وبابایی راهی شدیم بعد از یک مدت چند روز فوق العاده داشتیم وخیلی خوش گذشت وشما هم بچه هایی خیلی خوبی بودید واذیت نکردید . البته که تصور اذیت نشدن با شماها تصور محالی ولی اذیت کردناتون می توانم بگم قابل تحمل بود باید از نازی وناصر تشکر کنم که میزبان عالی بودند وعلارغم خرابکاری های فراوان صداشون در نیامد وسنگ تمام گذاشتند  وهمچنین از عماد ویسنا که با تمام دست ودلبازی تمام اسباب بازیها واطاقشون با شما شریک شدند..بعداز سالها به اتفاق شما رفتم خونه مادر بزرگم خانه ای که تمام در ودیوارش بوی خاطرات بچگیم می داد مدتها بود که دلم هوای اون خونه قدیمی بااون حیاط باصفا وسر دابه اش واطاقهای تودر توش کرده بود خونه ای که الان دست میراث فرهنگی تا به موزه تبدیل بشه خیلی خوب بود دلم هوای شهرم کرده بود هوای تمام خوردنیها وگشتنیهاش رفتیم روستای کندوان واولین تگرگ سال دیدم وکلی با دخترخاله ام گشتیم . پارسال هم رفته بودیم ولی شما سر ماخوردید واز فردای روزی که رسیدم من خونه نشین شدم وبدترین سر مایی زندگیتون تجربه کردید که حدودا سه هفته طول کشیده بود ولی شکر خدا امسال همه چیز عالی بود وشما ثابت کردید بزرگ شدید واماده سفرهای دیگری هم به امید خدا هستید 

ارشای مامان وقتی از نازی خداحافظی کردیم بی مقدمه گفتی خیلی مهربون بود..ها  گفتم کی ؟ گفتی خاله نازی  ارشای ..کوشا داشت تو ماشین گریه می کرد که.. ارشا من زد برگشتی می گی بچه من با تو چکار دارم ...دارم شیرینی می خورم

  کوشا بهت می گم عشقمی  می گی بگذار فکر کنم  بهت می گم عمو ناصر بهت چی می گه؟ می گی کبوچه(کلوچه)کوشا بهت می گم جوجه مامان می گی عیبه نگو من مرد هستم 

هانا عمو ناصر ساعت شش صبح امده دیده تو بابایی بیداری بهت گفته یک بوس بده گفتی لازم نکرده برو همسرت بوس کن عکس خاله نازی وعموناصر دیدی می گی صورتشون چسبوندن بهم می گم بله می گی عکاس گفته تخون (تکون) نخورید می گم بله می گی عمو ناصر خشنگ تر(قشنگ)

خداراشکر که کسانی را دارم که بدون کوچکترین چشم داشتی وصادقانه به بچه هام عشق می ورزند جوری که بچه سه ساله من با تمام وجودش احساس می کنه خدارا شکر که شمایی رادارم که عاشقانه ترین لحظات برام تداعی می کنیددوستون دارم همسفرهای کوچک من

ممنونم از مامانم که مثل همیشه مارا تنها نگذاشت وهمراهمون بود وکمک حالم به قول ارشا دوست  دارم مادر دون 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)