هانا  ارشا کوشا هانا ارشا کوشا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات تلخ وشیرین سه فرشته

پاییز نامه

13/0/14 13:9
نویسنده : سولماز
138 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی دوهفته است که پاییز خود نمایی می کنه وشما سه تایی ومن سر ما خوردیم وباز سر ما خوردگیها شروع شد می خواستیم بریم تبریز بعلت مر یضی لغو شد خلاصه که سر ماخوردگی و یانمی دانم هوایی پاییز به روی اخلاق شما مخصوصا هانایی مامان اثر گذاشته وخیللللللللللی بد شدید وبهانه گیر این وسط خودمم مریضم وفاطمه هم می خواهد برود ودنبال کار شبانه روزی می گردد واوضاع بدجوری بهم ریخته ولی درست می شه وما از این روزها زیاد داشتیم این مدت چندبار پا رک رفتیم ودایی فرازم دوروز امده مرخصی وجمعه خواستیم بریم پارک ملت که جایی پارک برای ماشین نبود بعد رفتیم پارک جمشیدیه که مناسب نبود وهمه اش گل واب بود بردیمتون پارک نیاوران که خدارا شکر بهتون خوش گذشت روز قبلش رفتیم هایپر استار مامانی.. شما سر صندوق انقدر گریه کردید  داد وبیداد راه انداختید که تقریبا همه شما سه تارا نگاه می کردند می دانید چررررررررا 

چون نمی خواستید خریدها رابگذارم رو ریل که حساب کنم خدامی داند که به ما چی گذشت اصلا واقعا بعضی وقتها خیلی لج می کنید واشک می ریزید ومن می مانم حیران ومات این وسط  تند تند می گفتید مال خودمه فکر می کردیدخانم متصدی برای خودش بر می داره اخه مادر جون حرفم گوش نمی دهید که

با همه این تفاصیل خدارا شکر که یک ماهگردم به اتمام رسیدویک ماه دیگه بزرگ شدید ومن مادر خوشبختی بودم که شانس در کنار شما بدون بهم عطا شده بود وامید دارم هیچ مادری دور از فرزندش نباشه

هانا چند روز پیش خیلی بد عنق شده بودی کلا که این چند وقت ما شاالله از بد قلقی کم نگذاشتی ولی اونروز بهت گفتم برو تو اطاقت وتا وقتی تمام نشه گریه ات اجازه نداری بیایی بیرون ....چند دقیقه ای گذشت وتو نیامدی نگرانت شدم امدم گفتم پاشو بیا بیرون گفتی .. برو بیرون فعلا دارم اشک می ریزم تمام نشده

بهت می گم این نپوش می گی خودم خانومم تصمیم می گیرم باشه

ارشا حیواناتت چیدی وسط اطاق می خواهم از کنارشون رد بشم  می گی مواظب باش خطر ناکه گاز می گیره اینجا باغ وحشه

وکلا خودم خودم کردنت  رس ما را کشیده ..وااااااااای از زمانی که دیرمون شده وتو خودم خودمات حکایت یک مثنوی

کوشا  با هانا دعوا کردم امدی می گی مامان بد اون کوچک بوسش کن نازش کن تا یک کاری می خواهی انجام بدهم ومن حوصله ندارم می گی تنبل نشو.. افرین دختر خوب

دوستتون دارم وشمایید که مثل برگهای پاییز دنیایی رنگارنگی برایم خلق کردید ومن لبریز از عشق می کنید دوستتون دارم به وسعت دنیایی زیبایی کودکیهاتون وخدارا شاکر به خاطر تمام سادگیها ودلبستگیهای کوچکم

این مطلب با سه روز تاخیر پست می شه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)