همزمانی دو رویداد
۱۴ اردیبهشت در تقویم زندگی من یکی اززیباترین روزهای خداوندی است روزی که فرشته های خداوندی محمد رضا رو روانه کره زمین کردن وسالروز تولد همسر وهمراه خوب زندگیم من همیشه در چنین روزی عاشقانه در تکاپوی جشن بزرگ ویا کوچک برای همسرم بودم دوست داشتم این روز جاودانه تر کنم به خاطر همین جشن اسم گذاری شمارو که به خاطر کوچکیتون هنوز نگرفته بودم در انروز گرفتیم البته نهار مهمان دعوت کردیم و بابا در گوش هانا اذان گفت وپدر جون در گوش کوشا وارشای گلم در اغوش پدر بزرگ یادم وقتی اذان می گفتند گریه می کردم وخدا را به خاطر بودن تک تکتون شکر میگفتم وازش می خواستم حافظتون باشه همین گونه که تا حالا بودودر اخر مثل همیشه خواستم هرگز دستمون در زندگی ول نکنه وبعد کیک شمارو بریدیم وشمع عدد صفر رو فوت کردیم به امید روزی که شما صد ساله بشید وبعد بابا شمع خودش را فوت کرد وکیکش رو برش زد از جانب شماهدیه های کوچکی تدارک دیده بودم که به رسم یاد بود بین مهمانهای عزیزم پخش کردیم دوستتون دارم وخوشحالم که شما ۴ نفر روشنی بخش زندگیم هستید


همزمانی دو رویداد
