شب یلدا
سلام ما دیروز مراسم شب یلدا داشتیم یعنی 25 اذر جشن یلدا گرفته بودن تو کافه خلاقیت وشما رو هم بردم خوب بود وشما هم که عاشق انار کلی بهتون خوش گذشت
وفقط هانا اون وسط برای خودش بپر بپر می کرد وبه اصطلاح می رقصید وشما دنبال کار خودتون بودید وننه سرما اومده بود ویک اقای هم ارگ می زد ویکی از مجری های تلویزیون هم یک خانمی اومده ود که واقعا صدای قشنگی داشت هم اواز برای بزرگترها می خوند وهم شعرهایی بچگانه ودر کل برنامه های متنوعی داشتند.وخاله فاطمه مجبور بود زود بره (پرستارتون) وخدا خاله مریمتون نگه داره که از هر خواهری برای من خواهرتر وجایی خواهر نداشته من وخاله نداشته شما رو الحق که پر کرده وبه کمکم اومد که اگه نمی امد نمی دونم با شما چیکار می کردم
ودر اخر هم یک اقای عکاسی بود که عکس با تم یلدا می انداخت ولی اخر وقت بود ومن دودل برا ی عکس انداختن چون شما هم کلی انار وهندوانه خورده بودید وخسته هم بودیدو سر وریختتون افتضاح بود ..ولی برای اینکه یک یادگاری خوب داشته باشید تصمیم گرفتم بگیرم خدا به خیر کنه عکستون وخودش می دونه که شما وروجکها با چه مکافاتی چند لحظه ایستادید ولی در کل بهتون خوش گذشت مگر یک صحنه که شما پسرها از ننه سرما می تر سیدید وبا خاله مریم بر گشتیم خونه ومن به جایی شما غش کردم وبقیه ماجرا را سپردم دست بابایی ویک استراحت حسابی کردم وخوشبختانه به غیر از هانا شما دو تا وروجک زود خوابیدید حول وحوش ساعت هشت ونیم ولی هانا ساعت ده یا کمی دیرتر خوابید دوستون دارم وهر لحظه با شما بودن با تمام سختیش لذت بخش ودیدن شما ها که جه زود دارید بزرگ می شید خستگی رو از تنم بدر میکنه ومن هر لحظه بیشتر عاشقتون می شم و در اخر خداوند به هر کی که بچه می خواهد اعطا کنه امین


شب یلدا
