هانا  ارشا کوشا هانا ارشا کوشا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات تلخ وشیرین سه فرشته

بعضی ها

13/0/7 21:27
نویسنده : سولماز
350 بازدید
اشتراک گذاری

ا ینروزها مملو از همه چیز وخالیم ..پر از حرفم ودر پیله ای سکوت سکنا گزیدم نه اینکه ندانم چه بگویم ویا از کجا بگویم نمی دانم چگونه بنویسم ... از حرفهای که کنج دلم تلنبار شده ومرا در دوگانگی غریبی غوطه ور کرده گاهی کلمات مانند سکانس فیلم سیاه وسفید ویا مثل دورویی سکه اند.. زشت وزیبا مثل کلمه( بعضی ها) برای من که معانی متفاوتی   در این دوران به همراه دارد  می نویسم تا یادم نره اینروزهامون

اینروزها وقتی برابچه هات لباس زیاد می پوشانی بعضی هامی گویند زیاد پوشاندی سرما خوردن 

وقتی کم می پوشانی بعضی هامی گویند کم پوشاندی سرما رفته تو جونشون عادتشون می دهی به سرما 

اینروزها وقتی دکتر می بری بعضی ها می گویند چرا اینقدر دکتر می بری

وقتی دکتر نمی بری بعضی ها می گویند چرا دکتر نمی بری

اینروزها وقتی شما زمین می خورید ومن به سوی شما دوان می شوم بعضی هامحکوم می کنند به همیشه مضطرب  بودن 

وقتی روان نمی شوم ودر گوشه ای منتظر می شوم بعضی ها محکومم می کنند به بی خیالی ودل گنده بودن 

 اینروزهاوقتی قاشق قاشق غذا می دهی بعضی هامی گویند بدعادتشون می دهی باید خودشون بخورند

غذا نمی دهی بعضی ها می گویند غذا نمی خورند ضعیفند

اینروززها جفت می پوشانی بعضی هامی گویند جفت پوشاندی هر کدوم شخصیت جدا دارند

جفت نمی پوشانی بعضی ها می گویند چرا جفت نمی پوشانی

اینروزها وقتی گریه زاری می کنند بعضی ها می گویند چون سه تا هستند وقت کافی برای محبت نداری

وقتی محبت می کنی بعضی ها می گویند همینه اینقدر لوس ونار نازیند

اینروزها وقتی بچه هارا دعوامی کنی بعضی ها می گویند دعوا روی روانشون تاثیر می گذارد

دعواشون نمی کنی بعضی ها می گویند تشویق وتنبیه لازمه تربیت 

وووووووووووووووووو.......................

.وبرای من جالبه که خیلی از این بعضیها را فقط فقط یکبار در عمرت به صورت رهگذر در مهمانی ویا کوچه وخیابان دیدی ومورد قضاوت قرار گرفتی 

بعضی ها

شبیه عطر بهار نارنجندهستند در کوچه پس کوچه های دلت عطر افشانند وقتی نفس می کشی تا اخرین لحظه عمرت در ریه هات عطر وجودشون احساس می کنی 

بعضی ها 

شبیه ماهی کوچکیند که افتادن در تنگ بلورین روزگارت وجانت را باجانشان ودل را در هوای کویشان تازه می کنی

بعضی ها

ارامش مطلقند وبه قدر ی پاک ومعصومند که بالبخندشان وتلالئو ونگاهشان واوای صدایشان یک دنیا ارامش را به تو القا می کنند

بعضی ها

به قدر ی پاک وبکرند که دلت نمی ایید برنجانی ویا یک انگشت هم بخورد بهشون می ترسی تمام شو د وتوبمانی حسرت روزهای گذشته

بعضی ها

بودنشان نفس کشیدنشان سادگیشان تورا عاشق شان کرده وروزگارت گره خورده باروزگارشان ومملو ازلبخندی در هر یاداوری

اصلا خدایا بفهمان زندگی با بودن بعضی ها زیباتر وشیرین تر است وزندگیمان را مملو از بعضی ها بکن

شکر به خاطر وجود بعضی ها زشت وزیبا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)